تبلیغات
!؟!در فكرتان چه میگذرد؟!؟ - سلام...!!!...
!؟!در فكرتان چه میگذرد؟!؟
خدمت به همنوعان ، نشان دادن راه روشن چیزی که میخواهید

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1390/10/28

سلام و صد سلام...

امروزم یه روز دیگه با اتفاقای جدید...

در حال حاضر از مرکز آموزش فنی و حرفه ای ساری خدمتتون هستم

و یه شعر برای خوندلان... در ادامه خواهید خواند...

دختر عشوه کارو بی رحمی، خانه اش در شمال ایران بود
خانواده ز ظلم او عاصی ،شوهرش هم ز غصه نالان بود

 

داشت معشوقه آن زن ِ نا اهل،مردک حقه باز و زیبایی
گفت روزی به آن زن بی رحم،کرده عشقت به دل چه غوغایی

 

کاش میشد که همسرت باشم،کاش از شوهرت جدا باشی
همچو پروانه ام، تو چون شمعی، بر دل من اگر خدا باشی

 

من جوانی فقیر و بی پولم، گر بمیرد چو شوهرت امروز
وارثش میشدی تو، ای عشقم،بوسه‌ها گیرم از لبت هر روز

 

رفت آن زن به فکر طولانی، فکر شومی‌به سر پدید آمد
گفت روزی به مردک نا اهل ، بر سرم نقشه ای پلید آمد

 

شب روان شو به خانه ام ای مرد، مانعت را ز راه خود بردار
میکُشیم آن عروسک نادان، من خریدم کنون طناب دار

 

شب که شد مرد بی حیا آمد، بست او دست و پای شوهر را
چون طنابی به گردنش آویخت، بست محکم به شاخه ی افرا

 

ضجه زد شوهر ستمدیده،ای زن بی وفا و بد کاره
هستیم راچو شب سیه کردی، گشته ام چون گدای آواره

 

گفت زن اینچنین جوابش را،پیرمردی شکسته ای زشتی
من زن پول و ثروتت گشتم، همسر با غ و خانه و کشتی

 

عشق اما به دل ندارم من، جمله ای گفته ام هزاران بار
ثروتت را به نام من گردان، دور شو دست از سرم بردار

 

لحظه‌ها مرد بینوا جان داد، روح پاکش ز تن برون آمد
همزمان زد به گردنش تیغی، در حیاطش که جوی خون آمد

 

پولها را درون ساکی ریخت، بعد مرگش زن ِ ستم کاره
پوز خندی به نعش شوهر زد، غرق خون نعش ِ مرد بیچاره

 

رفت آن زن به نزد معشوقش، ساک را هم به دست مردک داد
گفت بر او که عاشقت هستم،من چو شیرین، تویی چو آن فرهاد

 

ناگهان مرد حقه باز آمد ، تیغ تیزی به گردنش مالید
غرق خون شد تمام آن خانه ، بی امان او ز درد خود نالید

 

گفت بر او که ای زن نادان، چون خیانت به شوهرت کردی
مرد زیباتری اگر آید، باز گویی به خود عجب مردی

 

آن زمان میکشی مرابا مکر، پیش دستی به من روا باشد
اعتمادی ندارم ، ای خائن ، خون قلبت به دل دوا باشد

 

گر تو دیدی زن خیانتکار،بی کس و خسته در کفِ چاهی
بر سر او بزن تو خشتی سخت ، گر نخواهی به دل بُود آهی




طبقه بندی: بامزه،  شعر،  سرگرمی،  گوناگون، 
ارسال توسط SodabeH ...


آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا این وبلاگ توانسته شما را سرگرم كند؟







صفحات جانبی
پیوند های روزانه
لینک های ویژه

قالب وبلاگ

گالری عکس بازیگران سینما

کتابخانه الکترونیکی

قالب وبلاگ

گرافیک کامپیوتری opengl