تبلیغات
!؟!در فكرتان چه میگذرد؟!؟ - کمک به عشق، کمک به خدا...!!!...
!؟!در فكرتان چه میگذرد؟!؟
خدمت به همنوعان ، نشان دادن راه روشن چیزی که میخواهید

بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1391/07/22

 

کمک به عشق، کمک به خدا

می خواستند سرش را ببرند. خودش این را می دانست. او معنی کاسه آب و چاقو را می فهمید. با مادرش هم همین کار را کردند. آبش دادند و سرش را بریدند. ترسیده بود. گردنش را گرفته بودند و می کشیدند. قلب قرمزش تند تند می زد. کمک می خواست. فریاد می زد و صدایش تا آسمان هفتم بالا می رفت.

خدا فرشته ای را فرستاد تا گوسفند بی تاب را آرام کند.

فرشته آمد و نوازشش کرد و گفت:« چه قدر قشنگ است این که قرار است خودت را ببخشی تا زندگی باز هم ادامه پیدا کند. آدم ها سپاسگزار تواند. قوت قدم هایشان از توست. تاب و توانشان هم. تو به قلب هایشان کمک می کنی تا بهتر بتپد، قلب هایی که می توانند عشق بورزند. پس مرگ تو، به عشق کمک می کند. تو کمک میکنی تا آدم امانت بزرگی را که خدا بر شانه های کوچکش گذاشته بر دوش کشد. تو و گندم و نور، تو و پرنده و درخت همه کمک می کنید تا این چرخ بچرخد، چرخی که نام آن زندگی است.»

گوسفند آرام شد و اجازه داد تا چاقو گلویش را ببوسد. او قطره قطره بر خاک چکید، اما هر قطره اش خشنود بود، زیرا به خدا، به عشق، به زندگی کمک کرده بود.



ارسال توسط SodabeH ...


آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا این وبلاگ توانسته شما را سرگرم كند؟







صفحات جانبی
پیوند های روزانه
لینک های ویژه

قالب وبلاگ

گالری عکس بازیگران سینما

کتابخانه الکترونیکی

قالب وبلاگ

گرافیک کامپیوتری opengl