تبلیغات
!؟!در فكرتان چه میگذرد؟!؟ - سوگند به اسب و زیتون و ماه...!!!...
!؟!در فكرتان چه میگذرد؟!؟
خدمت به همنوعان ، نشان دادن راه روشن چیزی که میخواهید

بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 1391/08/10

 

سوگند به اسب و زیتون و ماه

خداوند گفت:« سوگند به اسبان دونده ای که نفس نفس می زنند.»

« سوگند به اسبانی که به سم، از سنگ آتش می جهانند.»

اسبان شنیدند و چنین شد که بی تاب شدند و چنین شد که دویدند، چنان که از سنگ آتش جهید. اسبان تا همیشه خواهند دوید از اشتیاق آن که خدا نام شان را برده است.

***

خداوند گفت:« سوگند به انجیر و سوگند به زیتون.» و زیتون و انجیر شنیدند و چنین شد که رسم روییدن پا گرفت و سبزی آغاز شد و چنین شد که دانه شکفتن آموخت و خاک رویاندن و چنین شد که انجیر جوانه زد و زیتون میوه داد.

***

خداوند گفت:« سوگند به آفتاب و روشنی اش. سوگند به ماه چون از پی آن برآید. سوگند به روز چون گیتی را روشن کند و سوگند به شب چون فرو پوشد و سوگند به آسمان و سوگند به زمین.»

آن ها شنیدند و چنین شد که آفتاب بالا آمد و ماه از پی اش. و چنین شد که روز روشن شد و شب فرو پوشید. و چنین شد که آسمان بالا بلند شد و زمین فروتن.

***

و انسان بود و می دید که خداوند به اسب و به انجیر قسم می خورد، به ماه و به خورشید و به هر چیز بزرگ و هر چیز کوچک. و آن گاه دانست که جهان معبدی مقدس است و هر چه در آن است متبرک و مبارک.

پس انسان مومنانه رو به خدا ایستاد و تقدیس کرد اسب و زیتون و ماه را، آفتاب و انجیر و آسمان را...


طبقه بندی: داستانی،  مطالب جالب،  آموزنده،  عمومی،  گوناگون، 
ارسال توسط SodabeH ...


آرشیو مطالب
نظر سنجی
آیا این وبلاگ توانسته شما را سرگرم كند؟







صفحات جانبی
پیوند های روزانه
لینک های ویژه

قالب وبلاگ

گالری عکس بازیگران سینما

کتابخانه الکترونیکی

قالب وبلاگ

گرافیک کامپیوتری opengl